عکاسی آنی
عکاسی آنی
عکاسی آنی یا اسنپ شات در تعریف کلی آن به عکس هایی اطلاق می گردد که توسط آماتورها و با دوربین های ساده، جهت ثبت اتفاقات ساده گرفته می شوند.






پیدایش

عکس های آنی در اثر پیشرفت های تکنیکی نظیر تکنولوژی شاتر سرعت بالا از اویل دهه ۱۸۶۰ و پیشرفت رو به رشد فیلم های سریع تر و حساس تر، امکان پذیر گردیدند.






زیبایی شناسی

زیبایی شناسی آنی، اشکال متفاوتی به خود گرفته است. یکی رویکرد درونی شخصیتی و پذیرفته شده توسط هنرمندانی نظیر آلفرد استیگلیتس و دیگری رویکرد محکم ثبت واقعیت است که مفهوم لحظه قطعی هانری کارتیه برسون، تبلور آن می باشد.






تأثیرگذاری ها

عکاسی آنی بر عکاسان جدید خیابانی نظیر ویلیام کلاین و گری وینوگراند اثر گذاشت. همچنین در ایجاد روش شاعرانه تری از عکاسی شهری در سنت عکاسی اومانیستی نیز مؤثر بود.





عکاسی اجسام بی‌جان

عکاسی اجسام بی‌جان یا عکاسی طبیعت خاموش (به انگلیسی: Still life photography) شاخه‌ای از هنر عکاسی می‌باشد٬ که به ثبت تصویر از اشیاء بی‌جان و معمولاً غیر متحرک همچون شعله شمع٬ دود٬ گل‌ها، غذا، سنگ٬ کتاب، جواهرات٬ لوازم التحریر٬ میوه‌ها و سایر اشیا محیط پیرامون می‌پردازد.

عکاسی از اجسام بی‌جان در حقیقت جزو سبک‌های مشکل عکاسی محسوب می‌شود٬ عکاسان این سبک باید توانایی نورسنجی دقیق را داشته و از ذوق ترکیب بندی بالایی برخوردار باشند. هدف اصلی در عکاسی طبیعت بی‌جان٬ بیان ایده و مفهومی خاص٬ به ساده‌ترین و روشن‌ترین شکل ممکن است.

وجه تمایز اصلی این سبک با سایرسبک‌ها٬ در حقیقت به چیدمان صحنه عکس مربوط است؛ چیدمان در حقیقت همان چیدن صحنه عکس و ساختن صحنه است؛ در این سبک٬ عکاسان در حقیقت بیشتر عناصر عکس را می‌سازند تا اینکه صرفاً سرگرم عکاسی باشند.






تاریخچه

این سبک از عکاسی جزو قدیمی‌ترین سبکهای عکاسی می‌باشد و امروزه جزو پرطرفدارترین ژانرهای عکاسی نیز محسوب می‌گردد. اولین عکس‌های این سبک مربوط به اوایل قرن ۱۹ می‌باشد و آن عکسی است با نام میز نهارخوری اثر نیِپس که به روش هلیوگرافی (heliography) ثبت شده است و مدت زمان ثبت این عکس حدود ۴ ساعت بوده است؛ در این تصویر چاقو، قاشق، شیشه، لیوان، کاسه، بطری، گلدان و قهوه جوش بخوبی مشاهده میگردد.

پس از آن قدیمی‌ترین عکس این سبک که با استفاده از صفحه‌های نقره‌ای (daguerreotype) ثبت شده است نیز اثری است مربوط به سال ۱۸۳۷ که در استودیویی با نام داگر ایجاد شده بود.
چیدمان و ساختار بندی

در عکاسی طبیعت خاموش٬ این عکاس است که عناصر صحنه را می‌سازد٬ و با توجه به این نکته٬ همانقدر که این سبک عکاسی به دلیل حساسیت چیدمان٬ سخت است٬ به دلیل آزاد بودن عکاس در تعیین ساختار تصویر٬ آسان می‌باشد.

برای چیدمان بهتر٬ میتوان از قانون یک‌سوم و همچنین قابهای مصنوعی استفاده نمود. انتخاب اجسامی که تفاوت رنگی زیادی با یکدیگر دارند نیز (کنتراست رنگی بالا) بر اثرگذاری بیشتر تصاویر گرفته شده در این سبک می‌افزاید.

در کادربندی هنگام ثبت عکس نیز بایستی بسیار دقت نمود؛ عکاس باید به گونه‌ای کادربندی کند تا تصویر محدود گردد و توجه بیننده به سمت سوژه اصلی هدایت شود.






پس زمینه

بیشتر عکاسان از پس زمینه‌های به رنگ روشن و ساده استفاده می‌کنند٬ چراکه به آنها این اطمینان را می‌دهد که پس زمینه توجه را از سوژه اصلی منحرف نمی‌کند٬ البته این یک قانون ثابت و همیشگی نیست؛ برخی عکاسان باتجربه‌تر٬ قادر هستند تا بدون توجه به پس زمینه٬ عکسهای زیبایی در این سبک خلق کنند. شما می‌توانید هر پس زمینه‌ای را که دوست دارید برای کار خود انتخاب کنید٬ که می‌تواند یک دیوار آجری با بافت درشت باشد یا یک پرده یا هرچیز دیگر.به طور معمول برای اجسام به رنگ روشن٬ یا نورانی(مانند شمع شعله‌ور) از پس زمینه‌های تیره و برای اجسام تیره از پس زمینه‌های روشن بهره می‌برند.
نورپردازی

در این سبک دیگر مشکلات نوری در عکاسی٬ مانند سایر ژانرهای عکاسی مطرح نیست٬ چراکه در آن عکاس میتواند در طول روز با استفاده از نور طبیعی و انعکاس دهنده‌های نور٬ عکاسی کند و در هنگام مناسب نبودن نور محیط٬ به راحتی با نورپردازی مصنوعی مشکل را حل نماید.

برای بهبود نور محیط٬ در صورت مناسب نبودن آن٬ اولین و بهترین گزینه برای عکاسان این سبک٬ استفاده از سافت‌باکس است.





عکاسی از آسمان
عکاسی از آسمان به عکاسی از آسمان یا ابرها گفته می‌شود. البته میبایست خاطر نشان کرد که این ثبت عکس از آسمان با عمق میدان ها و زوایای متفاوت و در زمان های خاصی می تواند صورت گیرد . بطور مثال ثبت عکس با لنز واید از یک آسمان صاف یا ابری و یا با لنز تله از یک تکه ابر ، هوای بارانی ، شفق قطبی ، رعد و برق و غیره ...





عکاسی از رد ستاره‌ها

عکاسی از رد ستاره‌ها نوعی تکنیک عکس‌برداری از نوع عکاسی نجومی است که از حرکت زمین و ستاره‌ها ناشی می‌گردد، به طوریکه پس از عکاسی خطوط منحنی رد ستاره‌ها ثبت می‌گردد. هنگامی که زمین به گرد خود می‌چرخد، ستاره‌ها در یک جایگاه ثابت قرار نمی‌گیرند (از لحاظ دید چشم زمینی) و به نظر می‌رسد ستاره‌ها کم و بیش به سمت غرب دارای حرکت هستند.

وقتی از ستاره‌ها عکاسی می‌کنیم، به دلیل طولانی شدن زمان نوردهی و گردش زمین به دور خود، ستاره‌ها مانند خطوط منحنی بر روی فیلم ثبت می‌شوند. اگر بخواهیم این مورد را بر طرف کنیم، دوربین باید به وسیلهٔ یک موتور درایو، در خلاف جهت حرکت زمین و با سرعت مناسب به گردش در آید.






عکاسی از طبیعت
عکاسی از طبیعت، عکاسی از مناظر طبیعی، زندگی وحوش، گیاهان و تصاویری از بافت‌های طبیعی می‌باشد. عکس‌های این سبک به طور معمول خالی از حضور انسان یا عناصر انسانی - همچون ساختمان‌ها - و حتی حیوانات دست‌آموز و اهلی است.





عکاسی از مجسمه

اکثراً عکاسی از مجسمه را با عکاسی معماری در یک گروه و ردیف قرار می‌دهند. در صورتی که چنین قرابتی وجود ندارد، زیرا اگر چه این دو موضوع در حقیقت همسایه یکدیگرند، اما تکنیک عکسبرداری از هر یک از آن‌ها به قدر کافی با دیگری اختلاف دارد. امکان تجزیه و تحلیل در عکاسی از مجسمه بسیار زیاد است و اغلب آن را به هنر پرتره می‌توان نزدیک‌تر دانست. عکاس در این مورد آزادی عمل قابل ملاحظه‌ای دارد و شخصیت او به خوبی می‌تواند تجلی کند.

انتخاب نور ملایم یا خشن، انتخاب زاویه تابش آن، انتخاب زاویه دید و بالاخره انتخاب کادر چه در موقع گرفتن عکس و چه در حین آگراندیسمان مسایلی هستند که هر یک بر حسب تکنیک شخصی عکاس می‌تواند حل و فصل شود.

انتخاب زاویه دید صرفاً از نقطه نظر پرسپکتیو صحیح کافی نیست، بلکه برای بهتر نشان دادن مجسمه از حالت و وضع آن نیز باید یاری جست. کافی است دور مجسمه بچرخید تا ببینید برای قرار دادن دوربین چقدر نقاط زیادی وجود دارد. تصادفاً اغلب آنها نیز خوب و مناسب است. در این میان آنهایی ترجیح دارند که اصالت اثر را بر هم نزنند. بر حسب اینکه بخواهید سر تا پای مجسمه را بگیرید یا فقط نیمی از اندام آن را، تمام صورت و یا جزئی از حالت صورت را، خواهید توانست تصاویر بسیار متعدد و مختلفی از یک مجسمه به دست آورید. یکی از شرایط مهم و اصلی موفقیت در عکاسی از مجسمه، نمایاندن جنس آن است، به نحوی که با یک نگاه، مرمر از سنگ و فلز از چوب تشخیص داده شود.





عکاسی از مناظر
عکاسی از مناظر نوعی از عکاسی است که از فضای طبیعی در زمین عکاسی می‌شود که گاهی این مناظر خیلی بزرگ و پایان ناپذیرند و گاهی هم خیلی کوچکند. برای عکسبرداری از مناظر نیاز به عمق میدان وضوح بالا وجود دارد، بنابراین استفاده از لنزهای نرمال و واید و همچنین استفاده از اعداد بالا برای دیافراگم ( برای مثال 22 ) کمک بسیاری برای ثبت تصاویر با کیفیت خواهند کرد. استفاده از سه پایه برای عکسبرداری از مناظر در شب لازم است. برای عکاسی از مناظر در شب، بی حرکت بودن دوربین عکاسی مهمترین مسئله برای ثبت تصویر با کیفیت است.





عکاسی انتزاعی

انتزاعی یا آبستره در برابر واقعی قرار میگیرد. واقعی چیزی است که در جهان وجود داشته باشد و انتزاعی چیزی که به شکل خالصش در جهان نباشد. عکاسی انتزاعی، شاخه‌ای از عکاسی است که با حذف برخی ویژگی‌های سوژه و پررنگ کردن برخی دیگر، به بیانی انتزاعی دست می‌یابد.

در هنر دو نوع انتزاع استفاده میشود: یکی پدید آوردن چیزهایی که در خارج وجود ندارند، یعنی واقعی نیستند، و دیگری بازنمایی واقعیت ها با حذف برخی بخشهای غیر ضروری آن ها. حالت اول در عکاسی ممکن نیست و تنها حالت دوم باقی میماند. در این حالت عکاس با حذف برخی خصوصیات یک چیز، تاکید بیشتری بر جنبه های مهمتر سوژه میکند و به بیننده امکان میدهد که سوژه را از همان جنبه ای که او میبیند ببیند. به عنوان نمونه اگر شما بتوانید در عکسی خود به نوعی قد و وزن انسانی را حذف کنید و کاری کنید که تنها مفهوم انسانیت او منتقل شود، عکس شما آبستره خواهد بود.

ما جهان پیرامون خود را رنگی میبینیم و اگر تصویری سیاه و سفید باشد، انتزاعی و غیر واقعی است. استفاده از زوایای غیر معمول نیز باعث می‌شود که عکس حالت طبیعی نداشته باشد و در کار انتزاعی کردن می‌تواند فاکتور مهمی باشد. در این حالت شما کاری کرده‌اید که بیننده تصویر را از طریق عادت همیشگی خود نبیند و تا حدی از حالت معمول جدا شود و این نوعی انتزاع است. اغراق در رنگ، واید یا تله بودن بیش از حد، فکوس بیش از حد در سوژه ها، استفاده از ساتریشن (وی واید یا رنگ) بسیار غلیظ، استفاده از کنتراست بالا، تصاویر سیاه یا ضد نور، حرکت دوربین در حین عکاسی و هر گونه استفاده غیر معمول از تجهیزات عکاسی، گونه‌ای انتزاعی به عکس ها خواهد بخشید.





عکاسی پرتره
عکاسی پرتره، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از چهره انسان عکسبرداری می‌شود.
روش‌های نورپردازی

نورطبیعی
نورپردازی رامبراند
نورپردازی پروانه‌ای







انواع

این نوع عکاسی خود شامل انواع مختلفی است:

پرتره تمام قد
پرتره پرسنلی
پرتره هنری
پرتره سیاسی
پرتره تبلیغاتی
پرتره خانوادگی
و....

معمولاً فاصله‌های کانونی لنزهای مورد استفاده برای عکاسی پرتره بخاطر بار روانی لنزهای واید و نرمال(بسیاری از افراد در هنگام قرار گرفتن در مقابل دوربین های عکاسی یا فیلمبرداری دچار انقباض در عضلات صورت خود می شوند به گونه ای که نوعی اضطراب در چهره آنها نمایان می شود، بنابراین با استفاده از لنزهای تله و فاصله گرفتن از سوژه این مشکل تا حد قابل توجهی کاهش می یابد)، از دو برابر نرمال به بالا و بخاطر کاهش شدید عمق میدان وضوح در لنزهای تله بلند، کمتر از چهار برابر لنز نرمال است. بهتر است عکس‌های پرتره را با عمق میدان کم (یعنی با دیافراگم باز) تهیه کرد تا پس زمینه محو شود و سوژه با تاکید بیش تری دیده شود.






کارگاه عکاسی

کارگاه‌های عملی عکاسی پرتره به منظور آموزش نورپردازی و پوزیشن تصویر توسط نهادهای آموزشی برای هنرجویان بر‌گزار می‌شود. در این کارگاه‌ها هر کارآموزی با کارهای مختلفی از قبیل نورپردازی، روتوش نگاتیو (در عکاسی آنالوک)، تکنیک‌های ادیت (فتوشاپ و ...) آشنا شده و بسته به ذوق و روان خود آنها را برای بدست آوردن نتیجه مطلوب در عکاسی پرتره بکار می‌گیرد.






عکاسان پرتره

یوسف کارش
فخرالدین فخرالدینی
هادی شفائیه
سید مهدی امیری دشت بیاض - باهر






عکاسی تبلیغاتی
عکاسی تبلیغاتی (به انگلیسی: Commercial photography) ، شاخه‌ای از عکاسی است که عکاس از محصولات، کالاها، تولیدات و خدمات افراد یا شرکت‌‌ها عکسبرداری می‌کند.





عکاسی تجاری

(عکاسی تجاری(به انگلیسی: Commercial Photography)، به هر نوع عکاسی که برای آن به عکاس پولی پرداخت می‌شود، اطلاق می‌شود. در واقع عموماً در این نوع عکاسی، برای عکاس کمتر جنبه هنری کار اهمیت دارد.

این تعریف شامل عمده‌فروشی، خرده‌فروشی و استفاده‌های حرفه‌ای از عکاسی می‌شود.

در این شاخه از عکاسی کلام مشهوری وجود دارد، مبنی بر این که "یک عکس به اندازه یک‌هزار حرف می‌ارزد" (A picture is worth a thousand words)

عکاسی تجاری می‌تواند شامل: عکاسی تبلیغاتی، عکاسی مد، عکاسی گلامور، عکاسی از صحنه جنایت، عکاسی اجسام بی‌جان، عکاسی خوراکی، انواع عکاسی خبری، عکاسی پرتره، عکاسی عروسی، عکاسی از مناظر، عکاسی حیات وحش و پاپاراتزی شود.





عکاسی جدایی‌طلب
عکاسی جدایی‌طلب، ژانری از عکاسی بود که در سال ۱۹۰۲ توسط آلفرد استیگلیتس پایه گذاری شد تا جدایی از پیکتوریالیسم مسلط بر فضای عکاسی آمریکا را ابلاغ نماید. این جنبش با گذار از پیکتوریالیسم به عکاسی صریح، نشانگر آغاز مدرنیسم در عکاسی می باشد. پایان رسمی این جنبش، با پیوستن آلفرد استیگلیتس به جنبش عکاسی صریح و تحت تأثیر پل استرند به وقوع پیوست.





عکاسی جنگ
عکاسی جنگ شاخه‌ای از عکاسی‌ست که به ثبت تصاویر از درگیری‌های مسلحانه و زندگی در مناطق جنگ‌زده می‌پردازد. عکاسی جنگ به مردم کمک می‌کند تا عمق یک فاجعهٔ جنگی را که از طریق نوشتار قابل انتقال نیست درک کنند.






تاریخچه

جنگ‌های داخلی آمریکا نقطهٔ شروع عکاسی جنگ بود. در این عکس‌ها چهرهٔ خشن و بی‌پرده‌ای از زشتی‌های این جنگ داخلی برای مردم فاش شد. در واقع مردمی که جنگ داخلی را اقدامی شرافتمندانه به حساب می‌آوردند با دیدن تصاویری از واقعیت‌های این جنگ شوکه شدند.

به علت حساسیت‌های نظامی و استراتژیک، اجازهٔ تصویربرداری چندانی در جنگ جهانی اول به عکاسان داده نشد، هر چند عکاسی از پیکارهای مبارزاتی، سال‌ها پیش از این جنگ آغاز شده بود.

عکس‌های جنگی در طول جنگ جهانی دوم بیشتر ترغیب‌کنندهٔ روحیهٔ میهن‌پرستی و افشاکنندهٔ بی‌عدالتی‌های اجتماعی بود. اما عکس‌های تکان‌دهنده از فاجعه‌های جنگ ویتنام باعث ایجاد روحیه و تفکرات ضد جنگ در مردم شد.






سوژه‌های عکاسی

سوژه‌های عکاسی جنگ می‌توانند خارج از محدودهٔ جبههٔ یک جنگ نیز باشند. ثبت تصاویر ویرانه‌های به‌جامانده از جنگ و لطمات انسانی نیز در حوزهٔ همین عکاسی قرار دارد. در واقع هدف اصلی عکاسی جنگ، به‌تصویرکشیدن چهرهٔ انسانی است که به هر شکل درگیر این نزاع و درگیری است؛ خواه یک سرباز خسته باشد خواه یک کودک غمگین.

همانطور که تاریخ نشان داده است، عکاسی جنگ تاثیر زیادی در افکار عمومی دارد و ممکن است مانند مثال جنگ ویتنام، مردم را در مقابل سیاست کشور قرار داده و حتی دولتمردان را مجبور به توقف جنگ کنند.





عکاسی حیات وحش

عکاسی حیات وحش، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از حیوانات و جانوران زنده و در محیط طبیعی آنها عکسبرداری می‌شود.
عکاسی در این سبک، نیاز به دانش بالا و تجربهٔ فراوان در زمینهٔ عکاسی و آشنایی با رفتار حیوانات گوناگون دارد. عکاسان باید توان اثبات طبیعی بودن تصاویر را داشته باشند؛ عکاسی از حیوانات اهلی جزو عکس‌های این ژانر محسوب نمی‌شود.
در عکاسی از حیات وحش، عکاس به دنبال به تصویر کشیدن حیوانات جالب به همراه حرکاتی مانند غذا خوردن یا جنگیدن آن‌ها است. اگر چه عکاسی از حیات وحش و یا شکار برای دنیای عکاسی تکرای است.

در این نوع عکاسی، دهانه ی باز لنز برای دستیابی به سرعت بالا و ثبت سوژه‌ی در حال حرکت و محو کردن پس زمینه استفاده می‌شود. همچنین عکاسان حیات‌وحش، از لنز تله استفاده می‌کنند بنابراین عکاسان حیات وحش بیشتر احتیاج به سه‌پایه دارند. آن‌ها همچنین برای این که بتوانند به حیات وحش نزدیک‌‌تر شوند احتیاج به وسایلی برای استتار دارند. گاهی برای اینکه قدرت مانور عکاس برای تعقیب حیوانات وحشی زیاد شود از تک پایه استفاده میشود. تک پایه‌ها به دلیل سبک بودن و قابلیت تحرک سریع بهتر از سه پایه ها عمل می‌کنند. سید بابک موسوی یکی از عکاسان برتر حیات وحش ایران می‌باشد و تاکنون عکسهای بسیار خوبی از حیات وحش ایران به ثبت رسانده است.





عکاسی خبری

عکاسی خبری یا فتوژورنالیسم به عکس‌هایی گفته می‌شود که پبام و هدف اصلی آنها خبر رسانی است. و آنگونه که کارشناسان رسانه تعریف می‌کنند؛ عکاسان خبری، همان نویسندگان مقاله و مخبران خبر به وسیله تصویر یا همان عکس هستند

سه تعریف رایج درباره عکاسی خبری وجود دارد:

هنری است که برای قصه‌گویی عکاسانه به کار گرفته می‌شود تا زندگی را مستند کند. پدیده‌ای جهانی است و به همه مربوط است و از محدودیت‌های زبانی و فرهنگی عبور می‌کند. فتوژورنالیسم ما را به عکس‌هایی ارجاع می‌دهد که یک داستان را بیان می‌کند؛ مثل عکس‌هایی که در رسانه‌های خبری می‌بینیم یا مجلات، گاه‌نامه‌ها یا هفته‌نامه‌ها. این عکس‌ها می‌تواند دربر گیرندهٔ عکاسی مستند، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی در صحنه، عکاسی ورزشی، زندگی جاری، علایق انسانی و به تصویر کشیدن شیوه معاصر و رایج زندگی باشد. اما نکتهٔ مهم در این بخش این است که در فتوژرنالیسم روایت عکس مقدم بر قضاوت است، یعنی باید عکس، دیگران را به قضاوت بکشد، پس لازم است به عکاسان خبری گفته شود: سعی نکنید قضاوت خود را به عکس القا کنید. در فتوژرنالیسم، عنوان یا مضمون مقدم بر عکس است و باید به مخاطبان و بینندگان و کسانی که داوری می‌کنند کمک کند تا خودشان داستان یا ماجرا را کشف کنند.
ژورنالیسمی است که داستانی را از طریق تصاویر بیان می‌کند. می‌توان این‌طور برداشت کرد که در ذهن غربی‌ها، فتوژرنالیسم تک فریم نیست؛ به همین علت است که همیشه یک فیچر یا گزارش تصویری جداگانه دارند و یک تک فریم؛ که تک فریم در واقع اوج گزارش تصویری است.

تعریف آخری که از فتوژورنالیسم می‌توان عنوان کرد این است که گفته شود:

شکلی ویژه از ژورنالیسم است که تصاویری را خلق می‌کند تا داستانی خبری را بازگو کند؛ هرچند معمولاً این‌طور فهم می‌کنند که اصل بر تک فریم است، در حالی که اینطور نیست. در حالت عام‌تر هم به مطالب بسیار مهم و جدی که عکاسی شده‌است گفته می‌شود.






عکاسی در شب
عکاسی در شب، به عکاسی در فضای آزاد در ساعات شب گفته می‌شود. عکاسی در شب، معمولاً با دیافراگم‌های بسته و زمان‌های نوردهی طولانی انجام می‌‌شود. در این عکاسی نقاط نورانی متحرک به‌ صورت خطی نورانی و کشیده در صفحه حساس عکاسی ضبط می‌شود.






تاریخچه

در اوایل سال ۱۹۰۰، آلفرد استیگلیتز - Alfred Stieglitz - و ویلیام فریزر - William Fraser -، شروع به عکاسی در شب کردند. بیل برانت - Bill Brandt - و براسای - Brassai - پایه‌گذاران اصلی عکاسی در شب هستند. در سال ۱۹۳۲ اولین کتاب عکاسی در شب را که عکس‌های او از خیابان‌های پاریس بود با نام پاریس در شب - Paris de Nuit - منتشر کرد. در طول جنگ جهانی دوم، بیل برانت عکس‌هایی سیاه و سفید از خیابان‌های لندن در زیر نور مهتاب تهیه نمود.

در سال ۱۹۹۰ عکاس متولد انگلیس، مایکل کننا - Michael Kenna - موفق‌ترین عکاس شب معرفی شد. عکس‌های سیاه و سفید مایکل که اغلب در ساعات طلوع و غروب خورشید از سان فرانسیسکو، ژاپن، فرانسه، و انگلستان تهیه شده بود، ارائه گردید. به یادماندنی‌ترین پروژه‌های مایکل تصویر نیروگاه راتکلیف در شرق میدلندز، انگلستان، و تصاویری از اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها پراکنده در سراسر آلمان، فرانسه، بلژیک، لهستان و اتریش است.

در آغاز قرن ۲۱ با محبوبیت دوربین‌های دیجیتال، کار عکاسی در شب بسیار آسان‌تر شد. امروزه صدها وب سایت در این خصوص وجود دارند.






ضریب شوارتز شیلد

شوارتز شیلد، در تحقیقات خود، در خصوص عکسبرداری از ستارگان متوجه گردید که نورسنجی عادی در زمان‌های نوردهی طولانی منجر به نتیجه عادی نمی‌باشد. یعنی هر چه زمان نوردهی طولانی‌تر باشد، نوردهی کفایت لازم را برای یک اکسپوز صحیح نمی‌دهد. بدین خاطر ضریبی را محاسبه و ایراد کرد، که به تناسب زمان نوردهی، لحاظ شده و اصلاح عدم کفایت نوردهی را می‌نماید. این ضریب در عکاسی به ضریب شوارتز شیلد معروف است.





عکاسی خیابانی
عکاسی خیابانی (به انگلیسی: Street Photography) به عنوان بدنه هنر عکاسی، صحنه‌هایی از زندگی روزمره مردم را سوژه اصلی خود قرار می‌دهد. خیابان‌ها، پارک‌ها، کارناوال‌ها، محل‌های خرید و مراکزی که مردم گرد هم می‌آیند، محل اصلی تهیه عکس‌های خیابانی است. هر چند این عکاسی شاخه‌ای از عکاسی مستند به شمار می‌آید اما از بعضی لحاظ با هم متفاوت هستند از جمله اینکه هدف اصلی عکاسی خیابانی به تصویر کشیدن مردم است و نه پوشش یک اتفاق. در واقع این شاخه از عکاسی آیینه‌ای است در برابر مردم که گاهی نیز با شوخ طبعی و یا لحنی طعنه‌آمیز پیام‌های سیاسی و یا اجتماعی را منتقل می‌کند که در چنین شرایطی به عکاسی مستند نزدیک می‌شود. سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰ نقطه اوج و شکوفایی تاریخ عکاسی خیابانی است.





عکاسی رنگی
پس از کشف ترکیبات رنگی حساس به رنگ‌های نور و فیلم سیاه و سفید پنکرومیک، تکنیک عکاسی رنگی توسعه یافت و عمومیت یافتن آن به ظهور کوداکروم مربوط می‌شود که در سال ۱۹۳۵ در دسترس مصرف کنندگان قرار گرفت.






پیشینه

در سال ۱۶۱۱ دومینیس نشان داد که نور مرئی از سه نور اساسی قرمز، سبز و آبی، تشکیل شده‌است که به آنها رنگهای اولیه می‌گویند. این مفهوم در توسعه نظریه عکس رنگی و عکاسی رنگی بسیار مفید واقع شد و در سال ۱۸۶۱ این عقیده کم کم قوت گرفت که برای توسعه تصویر رنگی، یک فیلمی از سه لایه باید ساخت که هر لایه آن نسبت به یکی از سه رنگ اولیه حساس باشد. این نظریه توسط ماکسول دانشمند معروف انگلیسی ارائه شد و هم او بود که اولین عکس رنگی را گرفت. و نتایج به دست آمده توسط وی بعدها با نظریه جدید مربوط به این فن، کاملاً مطابقت داشت.






سیر تحولی و رشد عکاسی

در سال ۱۸۳۹ واگر ضمن بررسی‌های بیشتر دریافت که برای برداشتن هالیدهای نقره نور نامرئی باقی‌مانده برروی فیلم یا صفحه عکاسی باید از محلول تیوسولفات سدیم استفاده کرد که با نمکهای نقره، تیوسولفات نقره محلول در آب که قابل شستشو با آب است تولید می‌کند (این واکنش توسط هرشل بیست سال قبل از آن کشف شده بود). فرایند پیشنهادی واگر موجب شد تا بتوان در کمتر از یک دقیقه عکس را ثابت کرد. در سال ۱۸۴۱ یک انگلیسی بنام ویلیام تالبوت استفاده از فرایند تازه‌ای را اعلام کرد. این فرایند شامل تهیه کاغذ حساس در مقابل نور به وسیله یدید نقره‌است. عکس را بر روی این نوع کاغذ به وسیله اسید گالیک می‌توان ظاهر کرد. تصویر بدست آمده دقیقاً برعکس وضعیت شیئی است که از آن به دست می‌آید (یعنی نواحی روشن آن تیره و نواحی تیره آن روشن ظاهر می‌شود عکس منفی). این تصویر منفی اگر بر روی یک کاغذ حساس عکاسی قرار داده شود و پس از قرار گرفتن در مقابل نور ظا هر شود عکسی مثبت که با وضعیت اولیه شیئی مطابقت دارد (تصویر مثبت) را می‌دهد. با وجود اینکه زمان لازم در فرایند تالبوت کمتر از فرایند داگر است، اما تصاویر به دست آمده چندان واضح نیست. آشکار است که برای رفع این نارسائی باید با روش مناسبی هالیدهای نقره را بر روی یک جسم شفاف تثبیت کرد. این کار در آغاز به وسیله سفیده تخم مرغ بر روی شیشه انجام می‌گرفت و تصویرهایی نسبتاً روشن بدست می‌آمد. اما این تصویرها به آسانی آسیب پذیر بود. سر انجام در سال ۱۸۷۱ این مشکل توسط یک عکاس آماتور و فیزیکدان به نام مادوکس بدین صورت از میان برداشته شد که وی امولسیون ژلاتینی از نمکهای نقره را بر روی شیشه یا کاغذ عکاسی تثبیت کرد.






تولید عکس رنگی

برای تولید عکس رنگی از سیستم فیلتر رنگ‌های اولیه استفاده می‌شود. این رنگها از طریق جذب نورهای اولیه توسط ترکیبات رنگی روی فیلم به وجود می‌آید. به این ترتیب که اگر یک ترکیب رنگی فقط رنگ اولیه نور را جذب کند، رنگ باقی‌مانده، آبی متمایل به سبز (سیان) خواهد بود، اگر نور آبی جذب شود، رنگ زرد و اگر نور سبز جذب شود رنگ قرمز متمایل به آبی (مگنتا) ظا هر می‌شود. هرگاه آمیزة کاملی از رنگهایی که بتوانند رنگهایی اولیه معینی را که در طول فرایند ظهور در امولسیون عکاسی تشکیل شودجذب کنند، یک تصویر با رنگ دلخواه تولید می‌شود. برای مثال، مخلوطی از مکنتا و سیان، رنگ آبی را ظا هر می‌کند. زیرا مگنتا نور سبز و سیان را جذب می‌کند و فقط نور آبی از مخلوطسه نور باقی می‌ماند که می‌تواند عبور کند.






ظهور رنگ

{{اصلی|ظهور (عکاسی)}} بیشتر فیلمهای رنگی به کمک یک فرایند رنگی حاصل از ترکیبات رنگی موجود در فیلم ظا هر می‌شوند که نخستین بار در سال ۱۹۱۲ توسط فیشر شیمیدان آلمانی کشف شد. اساس این فرایند اکسیده شدن ماده ظا هرکننده و تبدیل آن به یک جسم رنگ ساز است، که این ترکیب در واکنش با یک مولکول همتای خود، رنگ مورد نظر را به وجود می‌آورد. در بعضی از فیلمهای رنگی نظیر کوداکروم(II)، مولکول همتا در محلول ظهور حل شده و در مجاورت دانه های‌ها لید نقره، با مولکول رنگ ساز ترکیب می‌شود. در برخی دیگر از فیلمهای رنگی مانند کوداکروم، اکتاکروم، آننسکوکروم، مولکولهای همتا به طور یکنواخت در لایه‌های امولسیونی توزیع شده و در آن جسم رنگی مورد نظر را تشکیل می‌دهند. ظا هر کننده‌های رنکی عموماً از نوع آمین‌های جانشین شده‌اند. برای تولید رنگ سیان در فرایند ظهور، یک ترکیب فنولی مانند آلفا نفتول به صورت یک همتا عمل می‌کند. به منظور تغییر میزان حلالیت و افزایش سرعت ظهور، در ساختار ظا هر کننده‌ها تغییراتی توسط متخصصهای ظهور فیلم داده می‌شود. مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که مواد به کار رفته در محلول ظهور، ممکن است برای بیشتر افراد حساسیت زا بوده و موجب بروز تورم در پوست دست آنها شود. از این رو، همواره کوشش شده‌است با ایجاد تغییرات مناسب، از میزان سمیّت و حساسیت زایی این محلول ظهور فیلم کاسته شود.






فرایند کوداکروم

یک مثال جالب از سیستم عکاسی رنگی که بطور وسیعی به کار برده می‌شود، فرایند کوداکروم می‌باشد. این فرایند برگشت پذیر است، یعنی رنگ‌ها بر حسب ارزشهای صحیح آنها تولید می‌شوند و نه برحسب رنگهای مکمل یا منفی آنها. نخستین ماده ظاهر کننده در فرایند کوداکروم، یک ظاهر کننده فیلم سیاه و سفید بوده‌است.
فیلم یا پرده بینی اصطلاحی است که به‌طور عام شامل تصاویر متحرک و هم‌چنین زمینه می‌گردد. ریشهٔ این نام در این واقعیت است که فیلم عکاسی به‌طور تاریخی عنصر اساسی رسانه ضبط و پخش تصاویر متحرک به حساب می‌آمده‌است. تولید فیلم‌ها از طریق ضبط تصویر مردم و اشیاء واقعی با دوربین یا بوجود آوردن آن‌ها از طریق تکنیک‌های انیمیشن و یا جلوه‌های ویژه است. فیلم‌ها از مجموعه‌ای از قاب‌های انفرادی تشکیل شده‌اند که زمانی که به سرعت و پشت سرهم نمایش داده می‌شوند، توهم حرکت را در بیننده بوجود می‌آورند. بر اثر پدیده‌ای به نام ماندگاری تصویر که بر اثر آن یک منظره برای کسری از ثانیه پس از از بین رفتن آن در حفظ می‌کنند، چشمک‌های بین تصاویر، قابل رویت نیستند. هم‌چنین عامل ارتباط عامل دیگری است که باعث مشاهده تصاویر متحرک می‌گردد. این اثر روانی به نام حرکت بتا معروف است.




از نظر اکثر انسان‌ها، فیلم از انواع مهم هنر به‌شمار می‌آید. فیلم‌ها قابلیت سرگرم کردن، آموزش، روشنگری والهام بخشیدن به حضار را داراست. عوامل دیداری سینما نیاز به هیچ نوع ترجمه نداشته و قدرت ارتباطات جهانی را به یک محصول تصویر متحرک می‌بخشند. هر فیلم قابلیت جذب مخاطبان جهانی را دارد به‌خصوص اگر از تکنیک‌های دوبله و یا زیرنویس که گفتار را ترجمه می‌سازد، بهره جسته باشد. فیلم‌ها هم‌چنین محصولاتی هستند که توسط فرهنگ‌های مشخص تولید گشته و آن فرهنگ‌ها را منعکس و در برابر از آن‌ها تأثیر می‌پذیرد.

در اوایل دهه ۱۸۶۰ با استفاده از وسایلی مانند زوتروپ و پراکسینوسکوپ، مکانیزم‌های تولید مصنوعی به وجود آمده و تصاویر دو بعدی متحرک به نمایش در آمدند. این ماشین‌ها انواع تکامل یافته ابزارهای ساده اپتیکی (مانند توری‌های سحرآمیز) بودند. این ابزار قابلیت نمایش متوالی تصاویر با سرعتی را داشتند که در آن تصاویر به شکل متحرک به نظر می‌رسیدند. این پدیده ماندگاری منظر نام گرفت. طبیعتاً، تصاویر می‌بایست به‌طور دقیق طراحی می‌شدند تا اثر مورد نظر را داشته باشند، به همین منظور اصول زیربنائی خاصی به‌عنوان بنیان ساخت فیلم انیمیشن در نظر گرفته شدند.

با پیشرفت فیلم سلولوئید برای مقاصد عکاسی ثابت، امکان گرفتن عکس از اشیاء متحرک در زمان حرکت، نیز میسر شد. در مراحل اولیه فناوری گاهی لازم است که شخص بیننده برای مشاهده تصاویر، در داخل دستگاهی مخصوص نگاه کند. در سال‌های دهه ۱۸۸۰، با معرفی دوربین تصویر متحرک امکان گرفتن تصاویر انفرادی و ضبط آن‌ها بر روی یک حلقه واحد فراهم آمد که به سرعت به اختراع پروژکتور تصویر متحرک انجامید. کار این دستگاه گذراندن نور از فیلم پردازش و چاپ شده و در نهایت بزرگ‌نمائی «اجرای تصاویر در حال حرکت» بر روی پرده جهت رویت تمام حاضران بود. این حلقه‌های فیلم‌های نمایش داده شده به نام «تصاویر متحرک» معروف شدند. اولین فیلم‌های تصویر متحرک حالت استاتیک صحنه داشتند که در آن‌ها یک حادثه یا عمل بدون هیچ‌گونه ویرایش کردن و یا دیگر تکنیک‌های سینمایی، به نمایش در می‌آمدند.

تصاویر متحرک تا پایان سده ۱۹، تنها به‌عنوان هنر دیداری به حساب می‌آمدند. اما ابتکار فیلم‌های صامت ذهنیت مردم را نیز در اختیار گرفته بود. در آغاز سده بیستم، رفته رفته ساختار داستانی فیلم‌ها شکل گرفت. در این زمان فیلم‌هائی به صورت دنباله‌دار صحنه ساخته شدند که در مجموع یک داستان را نقل می‌کردند. این صحنه‌ها بعداً جای خود را به صحنه‌های چندگانه از زوایا و ابعاد متفاوت دادند. تکنیک‌های دیگر از قبیل حرکت دوربین نیز به‌عنوان راه‌های اثرگذار در انتقال داستان فیلم شناخته و به کار گرفته شدند. صاحبان سالن‌های تئاتر نیز به جای این‌که حاضران را در سکوت نگاه دارند، با در اختیار گرفتن یک پیانیست و یا نوازنده ارگ و یا یک ارکستر کامل، به نواختن موسیقی متناسب با فضای هر صحنه فیلم اقدام می‌نمودند. در اوایل دهه ۱۹۲۰، اکثر فیلم‌ها با لیست صفحات موسیقی تهیه شده بدین منظور عرضه می‌شدند. در محصولات شاخص، این صفحات به صورت کامل برای کل فیلم تدارک می‌گردیدند.

رشد صنعت سینما در اروپا با بروز جنگ جهانی اول متوقف گردید و این در حالی بود که صنعت فیلم در ایالات متحده با ظهور هالیوود به شکوفائی رسید. به‌هرحال در دهه ۱۹۲۰، فیلم‌سازان اروپائی مانند سرگئی آینشتاین و اف. دبلیو. مارنائو به همراهی مبتکر آمریکائی دی. دبلیو. گریفیت و دیگران، به ارتقاء سطح این رسانه پرداختند. در طول سال‌های دهه ۱۹۲۰، فناوری جدید امکان الصاق حاشیه صوتی گفتار، موسیقی و افکت‌های صوتی متناسب با نوع صحنه به فیلم میسر ساخت. این فیلم‌های صوت دار از ابتدا با نام‌های «تصاویر با صداً یا»تاکیز" شناخته می‌شدند.

قدم اصلی بعد در پیشرفت صنعت سینما معرفی رنگ بود. اگرچه اضافه شدن صداسرعت فیلم‌های صامت و موزیسین‌های تئاتر را تحت‌الشعاع قرار داد، رنگ به تدریج مورد استفاده قرار گرفت. عامه مردم در رابطه با رنگ و در مقایسه آن با فیلم‌های سیاه و سفید بالنسبه بی‌تفاوتی نشان می‌دادند. اما هم‌چنان که روش‌های پردازش رنگ بهبود یافته و در مقایسه با فیلم‌های سیاه – و – سفید قابل رقابت‌تر می‌گشتند، فیلم‌های رنگی بیش‌تر و بیش‌تر تولید می‌شدند. این زمان هنگام پایان جنگ جهانی دوم بود. هم‌چنان که این صنعت در آمریکا رنگ را به‌عنوان عنصر اصلی جذب مخاطب تشخیص داد، آن را در رقابت با تلویزیون که تا اواسط دهه ۱۹۶۰ به صورت رسانه‌ای سیاه و سفید باقی‌مانده بود، مورد استفاده قرار داد. در پایان دهه ۱۹۶۰، رنگ به‌عنوان شیوه عادی کار فیلم‌سازان مطرح شد.

دهه‌های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شاهد تغییرات در روش تولید و سبک فیلم بودند. هالیوود جدید، موج جدید فرانسوی و ارتقاء فیلم‌های فیلم‌سازان تحصیل‌کرده و مستقل همه و همه از تغییراتی بودند که این رسانه آن‌ها را در نیمه دوم سده بیستم تجربه نمود. در دهه ۱۹۹۰ و در آستانه ورود به سده بیست و یکم، فناوری دیجیتال، موتور اصلی تحولات به‌شمار می‌آمد.

تئوری فیلم در جستجوی بسط مفاهیم مختصر و سیستماتیک که بر مطالعه فیلم / سینما به‌عنوان یک هنر دلالت دارند، است. تئوری‌های کلاسیک فیلم چهارچوبی ساختاری در خصوص موضوعات کلاسیک تکنیک‌های داستان سرائی، دایجسیز، قوانین سینما، «تصویر»، دسته، فردیت و تالیف فراهم می‌آورد. اکثر تجزیه و تحلیل‌های جدید به مسائلی از قبیل روش تحلیل روانی تئوری فیلم، ساختارگرائی تئوری فیلم، تئوری زن‌سالاری فیلم و دیگر موارد مشابه توجه نشان داده‌اند.

تعریف نقادی فیلم عبارت‌اند از تحلیل و ارزیابی فیلم‌ها هست. به صورت کلی، این کارها را می‌توان به دو گروه تقسیم نمود؛ نقادی فیلم توسط افراد صاحب‌نظر در رشته فیلم‌سازی و نقادی روزنامه‌ای که به صورت روزمره در روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها دیده می‌شود.

منتقدین فیلم که برای روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌های گروهی کار می‌کنند، به‌طور عمده بر روی فیلم‌های جدید نظر می‌دهند. آن‌ها به صورت عادی فقط یک‌بار فیلم مورد نظر را دیده و فقط یک یا دو روز وقت دارند تا نظر خود را ارائه نمایند. علی‌رغم این موضوع، منتقدین تأثیری عمده بر فیلم‌ها دارند به‌خصوص آن‌هائی که دارای یک نوع خاص هستند. فیلم‌های پر طرفدار اکشن، ترسناک. کمدی کمتر مورد قضاوت منتقدین قرار دارند. از سوی دیگر خلاصه طرح و شرح و بسط یک فیلم که موضوع اصلی مرور آن به حساب می‌آیند نیز تأثیر عمده‌ای بر انتخاب فیلم توسط بینندگان دارد. در فیلم‌های معتبر مانند درام، تحت تأثیر قرار دادن بیننده از اهداف اصلی و بسیار مهم محسوب می‌گردد. تحلیل‌های ضعیف، گاهی‌اوقات یک فیلم را تا درجه گمنامی و زیان مالی پیش می‌برند.

تأثیر نظرات یک منتقد بر روی نحوه عملکرد اکران یک فیلم مشخص محل بحث دارد. برخی ادعا می‌کنند که امروزه نحوه بازاریابی سینما به‌گونه‌ای گسترده و فشرده واز نظر مالی برنامه‌ریزی شده‌است که منتقدین توان تأثیرگذاری بر آن را ندارند. ولی به‌هرحال، مردودیت فاجعه بار برخی فیلم‌هائی که به نحو گسترده‌ای بر موفقیت آن‌ها سرمایه‌گذاری شده بود بر اثر نقادی تند آن‌ها و هم‌چنین موفقیت غیرقابل پیش‌بینی فیلم‌های مستقلی که نقد مثبت داشته‌اند، نشانگر این موضوع است که تأثیر نظرات منتقدین می‌تواند اثرات بسیار عمیقی داشته باشد. برخی دیگر اعتقاد دارند که نقد مثبت فیلم باعث ایجاد اشتیاق در بینندگان فیلم‌های کم شهرت بوده‌است. برعکس، فیلم‌های متعددی وجود داشته‌اند که شرکت‌های فیلم‌ساز به‌قدری به آن‌ها بی‌اعتماد بوده‌اند که به جهت جلوگیری از افت فروش، به منتقدین اجازه ارائه نظراتشان را نداده‌اند. به‌هرحال، این کار نتیجه منفی داشته و منتقدینی که نسبت به این تاکتیک حساس بوده‌اند، به جامعه هشدار داده‌اند که این فیلم ارزش دیدن را ندارد که در نتیجه این‌گونه فیلم‌ها اقبال چندانی نیافتند.

مسأله مورد مناقشه آن است که منتقدین روزنامه‌ای فیلم را می‌باید فقط مرورگر فیلم نامیده و منتقدین واقعی فیلم آن‌هائی هستند که به صورت آکادمیک به نقد فیلم می‌پردازند. این روش فکری را معمولاً به نام تئوری فیلم یا مطالعات فیلم می‌شناسند. تلاش اصلی منتقدین، فهم روش کارکرد فیلم و تکنیک‌های فیلم‌برداری و تأثیرات آن‌ها بر روی مردم است. نتیجه کارکرد منتقدین بیش از آن‌که در روزنامه‌ها به چاپ رسیده و یا در تلویزیون نمایش داده شود، در ژورنال‌های تخصصی و گاهی‌اوقات نیز در مجلات سطح بالای جامعه ارائه می‌گردند. هم‌چنین گاهی‌اوقات منتقدین با کالج‌ها و دانشگاه‌ها همکاری می‌نمایند.
ساعت : 9:21 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
فیلم | next page | next page